الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
677
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
فان اتوك فقالوا انها نصف * فانّ امثل نصفيها الّذى ذهبا ( همين كه به سوى تو آمدند گفتند زنى است ميانسال و پير كه به راستى نيمى از عمرش كه گذشته است بيشتر است ) . و گفت : ( عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ - 68 / بقره ) « 1 » . عَوَان : بطور استعاره براى جنگى كه تكرار شده و در آن پيش دستى شده به كار مىرود . عَوَانَة : نخل كهن . عَانَة : گله گورخر ، جمعش - عَانَات و عُون - است . عَانَة الرّجل : موى زهار يا موى شرمگاه ، تصغير عانة - عُوَيْنَة - است . عين : العَيْن : چشم ، در آيات : ( وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ - 45 / مائده ) ( لَطَمَسْنا عَلى أَعْيُنِهِمْ - 66 / يس ) ( وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ - 92 / توبه ) « 2 » ( قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ - 9 / قصص ) ( كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها - 40 / طه ) مىگويند - عَيْن - در معنى جاسوس - و مراقب و ناظر به چيزى است فلان بِعَيْنِي : او را نگه مىدارم و سرپرستى مىكنم مثل اينكه مىگوئى : هو بمرأى
--> لازمه حيات سعادتمندانه و موّفق است با يارى جستن از صبر و صلاة ميسور است و الصّوم : عون على العفّة روزه گرفتن براى عفّت و پاكدامنى يار و ياورى است . ( اساس البلاغه - 317 ) . ( 1 ) يكى از نشانههاى گاوى است كه مورد سؤال بنى اسرائيل بود ، مىگويد نه پير باشد و نه جوان بلكه ميانسال . ( 2 ) در بارهء آن عدّه از مؤمنين صديق مسكين است كه به حضور پيامبر آمدند و براى رفتن به جبههء جنگ مركب سوارى خواستند و پيامبر ( ص ) گفت چيزى ندارم به شما بدهم در حالى كه از اندوه ديدگانشان پر از اشك بود رفتند كه چيزى براى خرج كردن در جبهه جنگ نداشتند اينچنين ياران و مؤمنين دين خداى را چون كوهى استوار پاس داشتند و يارى نمودند .